بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان

بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان

 

استاد جمشید مشایخی،هنرپگیشه ی پیشکسوت کشورمان که چندیست در بیمارستان بستری بوده و بخاطر چسبندگی روده در تیرماه امسال مورد عمل جراحی قرار گرفته است این روزها از حال مساعدی برخوردار نیست . استاد مشایخی از بازیگران بزرگ و نام دار ایران زمین هستند، امروز بیوگرافی و تصاویر این شخصیت سینمایی برجسته را مرور می‌کنیم، در حال حاضر حال و احوالات ایشان مساعد نیست ما همه ی از درگاه خداوند بخشنده برای ایشان تقاضای سلامتی داریم.با ماددر ایران ناز همراه باشید.

 

بیوگرافی جمشید مشایخی

 

جمشید مشایخی زادۀ 5 آذر ماه ، سال 1313 در شهر تهران، بازیگر است. دارای تحصیلات ناتمام در رشته تئاتر است از بازیگران پرکار قبل از انقلاب است، سفر سلامت و بینایی می باشد و نشان درجه یک فرهنگ و هنر را گرفته است. اصالت استاد به تنکابن مازندران بر میگردد.

 

بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان

 

به گزارش ایران نازجمشید مشایخی در منطقه اي بنام پارچین تهران به دنیا آمده است. پدرش تحصیل کرده کشور آلمان و سوئد بودو بعنوان افسر شیمست در کارخانه شیمیایی ارتش کار میکرد و مادرش نیز خانه دار بود.

 

خواهر و برادران جمشید مشایخی

 

فرزند اول خانواده من هستم، بعد علی، فرهاد، مریم، لیدا، امیر و ویدا که من و علی در ایرانیم، فرهاد در ایالات امریکا و بقیه در اتریش زندگی میکنند.

 

جمشید مشایخی و علاقه به هنر در کودکی

 

علاقه ام به هنر از همان دوران نوجوانی شروع شد. زمانی که در کلاس پنجم ابتدایی درس می خواندم؛ نمایشنامه مینوشتم، کارگردانی میکردم ودر کنار بچه هاي محله بازی می‌کردیم.

 

بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان

 

جمشید مشایخی و اکبر عبدی

 

جمشید مشایخی و سربازی و استخدام

 

به مدت 2 سال در ارومیه خدمت سربازی کردم ودر سال 1336 وقتی پایان خدمت گرفتم از طریق دوست دایی ام به اداره هنرهای دراماتیک معرفی شدم. بعد از اجرای یک نمایشنامه من نخستین کسی بودم که در اداره هنرهای دراماتیک استخدام شدم.

 

شروع حرفه اي جمشید مشایخی

 

بعنوان بازیگر حرفه اي کارم از برنامه نمایشی کانال سوم تلویزیون که غیر دولتی بود شروع شد، اما به‌صورت جدی از سال 1349 با فیلم کوتاه جلد مار کارم را آغاز کردم.

 

بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان

 

همسر جمشید مشایخی گیتی رئوفی

 

ماجرای ازدواج جمشید مشایخی با دختر عمه

 

جمشید مشایخی درسال 1336 با دختر عمه خود گیتی افروز رئوفی ازدواج کرد، این زوج صاحب سه فرزند بنام هاي نادر «رهبر ارکستر و آهنگساز»، نازنین «معلم در کشور آمریکا» و سام شدند.

 

بیوگرافی گیتی رئوفی همسر جمشید مشایخی

 

همسر جمشید مشایخی به گزارش ایران ناز: بطور معمول همیشه جمشید به من هدیه میدهد، اما در مجموع فکر میکنم بهترین هدیه اي که به هم دیگر و به جامعه داده ایم تربیت سه فرزند به نام هاي نادر، نغمه و سامان است که هر سه موجب افتخارمان هستند. از نظر من بزرگ ترین وظیفه یک زن و مرد تربیت فرزندان صالح است.جمشید نمی‌گذارد به پشت صحنه فیلمهایش بروم

 

من گیتی افروز رئوفی هستم، پدرم افسر شهربانی بود. سال 1315 در قزوین به دنیا آمده ام و دارای دو فوق دیپلم در رشته هاي طبیعی و خانه داری هستم، بچه که بودم به همراه پدر و مادر و برادر و خواهرهایم به تهران آمدیم.

 

در دبستان و دبیرستان پروین اعتصامی تحصیل کردم. پدرم مردی بسیار سخت گیر و متعصب بودو من هر موقع برای کارهای ضروری از خانه بیرون می رفتم پدرم به برادرم مرحوم گرشا رئوفی ماموریت می داد تا همراهم بیاید تا تنها نباشم.

 

من طی تمام سال هاي زندگی مشترک، جمشید را مثل فرزندم تر و خشک کرده ام و بارها به او گفته ام تو مثل بچه بزرگ من هستی. من خیلی دوست داشتم که پشت صحنه فیلم ها یا سریال ها را ببینم، اما هر بار خواسته ام رابا جمشید در بین گذاشتم،به من گفت:اگر تو پشت صحنه بیایی، من فکر می‌کنم در خانه ام، تو گیتی هستی و من جمشید هستم،در نتیجه پرسوناژ یادم میرود. بهمین خاطر تا حالا، فقط دوبار سر صحنه فیلم برداری رفته ام.

 

من شوخ طبع هستم و باوجود آنکه اینروزها روحیه ام خراب است وقتی می‌بینم جمشید به خاطر گرفتاری ها و مشکلات حرفه اش کسل یا ناراحت است و اخم هایش درهم رفته با او شوخی کنم و حرف هاي شیرین می‌زنم تا ازآن حالت بیرون بیاید و لبخند روی لب هایش بنشیند.

 

کتکی که از پدر خوردم

 

پدرم افسر شهربانی بود. پدرم مردی بسیار سخت گیر و متعصب بود. یک روز پدرم از محل کارش که در اداره شهربانی بود، سر زده به خانه آمد و همین که خنده مرا که آن موقع ده-یازده ساله بودم،شنید، به شدت خشمگین شد، کتکم زد و گفت:صدای هیچ زن و دختری نباید از خانه بیرون برود.

 

یکی از تیمسارهای ارتش که همسایه ما بود دختری به نام نسرین داشت.من به دیدنش می رفتم و با او صحبت میکردم پدرم دو مرتبه مرا در انتهای کوچه با او دید یک روز به خانه آمد و گفت؛ دخترم با نسرین کاری داشتی؟ گفتم؛ بله می‌خواستم درباره درس چند سوال از او بپرسم، پدرم با قاطعیت گفت: از تو خواهش میکنم دم در نرو، گفتم؛چشم! چند روز گذشت باز نسرین مرا صدا کرد.

 

از بدشانسی باز پدرم از راه رسید و مرا دید و با خشم گفت؛ مگر من به تو نگفتم توی کوچه نرو؟ دوباره مرا کتک زد و گفت، تورا کتک زدم که تا وقتی ازدواج نکرده اي، دیگر دم در نروی، همین حالا اگر دم دربایستی، مردم میگویند برای شوهر پیدا کردن دم در آمده است!

 

جمشید مشایخی پسر دایی من است

 

جمشید مشایخی پسر دایی من است. مایل به ازدواج با جمشید نبودم و عقیده داشتم او نمیتواند در آینده همسر خوبی برایم باشد. یک روز جمشید با برادرش به خواستگاری آمد و فردای آن روز به همراه مادر و خواهرهایش آمدند و روزبعد باز خودش و پدرش و فردای آن روز خودش با عمه اش آمدند،اما چقدر اشتباه می‌کردم که تمایل به ازدواج با او نداشتم چون تمام حرف هایي که امروز در عین پختگی میزند، آن روزها در سن 24 سالگی می زد.

 

بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان

 

عکس جوانی جمشید مشایخی

 

من و جمشید مانند تمام زن و شوهر ها گاهی هم دعوایمان می‌شود و به خاطر موضوعی دو سه دقیقه باهم مشاجره می‌کنیم، اما تا حالا اتفاق نیفتاده که با هم دیگر قهر کنیم. وقتی اختلاف بین ما به وجود می‌آید، یک مقدار من کوتاه می‌آیم و یک مقدار هم جمشید و خیلی زود همه ی چیز را فراموش میکنیم.

 

اگر زنی که ازدواج کند، بخود بقبولاند مالک شوهرش نیست بلکه شوهرش شریک زندگی او است و اشتباهات سهوی شوهر اش را نادیده بگیرد و مرد هم همین طور بیندیشد، زندگی مشترک شیرین و لذت بخش میشود. به خصوص در زندگی هاي مشترکی که زن و شوهر یا یکی از انها هنرمند است این اصل باید بیشتر رعایت شود.چون هنرمند متعلق به مردم است و باید به خواسته هاي مردم احترام بگذارد.

 

مهریه ام فقط یک شاخه گل میخک سفید بود

 

یک روز به مطب دندان دکتری رفته بودم. دو خانم جوان که در مطب بودند با دیدن جمشید ذوق زده شدند و یکی از آنها به دوستش گفت:مریم برو دوربین عکاسی را از داخل خودرو بیاور تا با آقای مشایخی عکس بگیریم. دوستش با عجله رفت و کمی بعد در حالی‌که دوربین عکاسی در دست داشت برگشت و هردو با جمشید عکس گرفتند، این نوع رفتار مردم با جمشید برای من نه فقط پذیرفتنی است، بلکه غرور انگیز هم هست.

 

افتخار می‌کنم که همسر چنین مردی هستم. یک روز پدر شوهرم، در مورد مهریه از من سوال کرد. من سکوت کردم. پدر شوهرم رو به جمشید گفت:خودت مهریه همسرت را تعیین کن، جمشید شماره یک را نوشت و مقابل آن نوشت به اضافه 100هزار صفر. من اما، گفتم که دوست دارم مهریه ام فقط یک شاخه گل میخک سفید باشد.

 

مبارزه با سرطان جمشید مشایخی

 

سال‌ها پیش پس از درد معده پزشکان متوجه سرطان میشوند و احتمال زنده ماندش را کم میدانند اما در نهایت با عمل جراحی 35 درصد روده را بر می دارند و استاد دوباره سلامتی خودرا بدست می آورد.

 

رانندگی و ماشین

 

درسال 49 بود که رانندگی میکردم و یه ماشین آریا داشتم، مدتی هم پژو 206 و ریو داشتم و البته خودم رانندگی نمی‌کنم و بیشتر پسرم سام می‌راند.

 

بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان

 

جمشید مشایخی درکنار نوه و پسرش

 

سفیر سلامت

 

مشایخی درسال 1393 بعنوان سفیر بینایی و چشم ودر سال 94 بعنوان سفیر سلامت وزارت بهداش و علوم دکتری تهران معرفی شد.

 

بازیگران مورد علاقه

 

خیلی خسرو شکیبایی را دوست داشتم و دارم، پرویز پرستویی خیلی قوی است ودر جوان تر ها هم شهاب حسینی را خیلی دوست دارم.

 

کارهای مورد علاقه

 

نمی‌توانم از بین کارهای انتخاب کنم اما فیلمهای احتجاب، پادشاه صاحبقران، قیصر، سوته دلان، کمال الملک، پدر بزرگ و آوار را بیشتر دوست دارم.

 

مستند زندگی جمشید مشایخی

 

مستند زندگینامه جمشید مشایخی درسال 1385 به کارگردانی الهام قره خانی و امیر مهرتاش مهدوی با حضور 65 هنرمند و با گویندگی پرویز پرستویی ساخته شده است.

 

عمل جراحی دوباره جمشید مشایخی

 

بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان

 

استاد جمشید مشایخی که از 13 تیرماه بدلیل ضعف جسمانی و مشکلات گوارشی در بیمارستان بستری بود، روز چهارشنبه 20 تیرماه بنا به تشخیص دکتر بدلیل چسبندگی روده تحت عمل جراحی قرار گرفت. وضعیت عمومی او رضایت بخش نمی باشد.

 

و در آخر فیلم ها و سریال های جمشید مشایخی

 

سینما:

چک 1390

جرم 1389

سیزده 59 1389

زمهریر 1388

یک گزارش واقعی 1387

نسکافه داغ داغ 1385

این ترانه عاشقانه نیست 1384

یک بوس کوچولو 1384

پل سیزدهم 1383

بله برون  1382

شمعی در باد 1382

آبادان 1381

بانوی من 1381

چشمان سیاه 1381

خانه اي روی آب 1380

کاغذ بی خط 1380

بادام هاي تلخ 1376

تهران روزگار نو 1378

کمیته مجازات 1377

تنها 1376

رقیب دل 1375

اعاده امنیت 1374

درود به انتظار 1374

اشک و لبخند 1373

چون ابر در بهاران 1369

گالان 1369

ملک خاتون 1369

دخترک کنار مرداب 1368

رانده شده 1368

سرب 1367

شاخه هاي بید 1367

تحفه ها 1366

سایه هاي غم 1366

سیمرغ 1366

مکافات 1366

تصویر آخر 1365

حریم مهرورزی 1365

سراب 1365

طلسم 1365

ملاقات 1365

آوار 1364

پدربزرگ 1364

ستاره دنباله دار 1364

گردباد 1364

گم شده 1364

پیراک 1363

گل هاي داوودی 1363

تفنگدار 1362

خانه عنکبوت 1362

کمال الملک 1362

دادا 1361

گفت هرسه نفرشان 1359

سوته دلان 1356

شارلوت به بازارچه می‌آید 1356

ماهی ها در خاک می میرند 1356

بت شکن 1355

ماه عسل 1355

ذبیح 1354

صدای صحرا 1354

آب 1353

شازده احتجاب 1353

بی حجاب 1352

لعنت 1352

آب نبات چوبی 1351

اتل متل توتوله 1351

با شرف ها 1351

پدر که ناخلف افتد 1351

چشمه 1351

مطرب 1351

آسمون بی ستاره 1350

پل 1350

سه تا جاهل 1350

شکار انسان 1350

مردان خشن 1350

پسر زاینده رود 1349

جوانی هم عالمی دارد 1349

طلوع 1349

قیصر 1348

گاو 1348

خشت و آینه 1344

تلویزیون:

1391 تله فیلم نخستین باران پائیزی

1390 تله فیلم مأموریت غیر ممکن

1389 ستایش

1389 تبریز در مه

1388 تله فیلم غریبه ها

1387 پنهان، اما آشکار

1385 آخرین گناه

1384 بوی گلهای وحشی

1384 عشق گم شده

1383-1384 پیله هاي پرواز

1382 مهمانپذیر طوبی

1381 بدون شرح

1378-1381 روشنتر از خاموشی

1380 هفت گنج

1379 سیمای پنهان آب مجری

1378 مادر

1378 شب‎زدگان

1377 راه سوم

1374-1376 پهلوانان نمی میرند

1375 بهشت گم شده

1374 عیاران

1374 درود به انتظار

1373 هدف گم شده

1373 بازگشت به خانه

1372 سنگ و شیشه

1372 باغ گیلاس

1372 تاریخ روابط ایران و انگلیس

1371 بیا تا گل برافشانیم

1370 امام علی

1370 مهمان

1369 پیک سحر

1368 چراغ خانه

1366-1368 با سلسله حکمت

1358-1366 هزاردستان

1364 پاییز صحرا

1356 مستنطق

1355-1356 طلاق

1354 پادشاه صاحبقران

1352-1353 گذر خلیل ده مرده

1352-1353 داستانهای مولوی

 

بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان

The post بیوگرافی و تصاویر جمشید مشایخی و آخرین وضعیت مشایخی در بیمارستان appeared first on ایران ناز.

ماجرای طلاق و ازدواج مجدد علیرضا خمسه (عکس)

ماجرای طلاق و ازدواج مجدد علیرضا خمسه (عکس)

 

به گزارش ایران ناز عکسهایی که از همسر جوان علیرضا خمسه بازیگر نقش بابا پنجعلی در سریال پایتخت منتشر شد باعث واکنش های زیادی در فضای مجازی گردید . علیرضا خمسه تا کنون دوبار ازدواج کرده است و همسر اول وی بعد از طلاق به همراه پسرشان به اسپانیا مهاجرت کرده است .در ازدواج دومِ علیرضا خمسه ,همسر جدیدش خانم مروارید پور شفیقی که عکس های دونفره شان در اکران فیلم سینمایی هزارپا جنجال بسیاری برپا کرد از وی صاحب دو فرزند دختر شده است.

 

علیرضا خمسه در ۹ بهمن سال ۱۳۳۱ هجری شمسی در زنجان متولد شد . در فرانسه تحصیل کرده است و با آغاز انقلاب اسلامی از آنجا برگشت و کارش را در ایران ادامه داد.

 

این بازیگر تا کنون دو بار ازدواج کرده است .همسر اولش پس از جدایی به همراه پسرش از ایران به اسپانیا مهاجرت کرده است و نام همسر دومش مروارید پورشفیقی است که عکس های دونفره شان در اکران فیلم سینمایی هزارپا جنجال بسیاری برپا کرد. علیرضا خمسه و مروارید پورشفیقی دارای دو دختر می باشند. در این شماره از سبک زندگی افراد مشهور با زندگی علیرضا خمسه بیشتر آشنا می شویم.

 

ماجرای طلاق و ازدواج مجدد علیرضا خمسه (عکس)

 

درباره عکس علیرضا خمسه با همسرش که جنجالی به پا کرد عده‌ای در انتقاد به این عکس نوشتند:

 

ایرانی: بسوزد پدر پول که چکارها نمی‌کند وجدانا اگه بازیگر نبود زن مردی ۶۰ اندی سال می‌شد. **هلیا**: وایی خدا سر پیری و معرکه گیری اقای خمسه شما هم. لیلا: خجالت داره با این سنش. البته پول چه کارا نمیکنه.

 

maryamjon: بعله پولداریه دیگه اگه فقط هنرمند می‌بود و پول نداشت هیچکی نگاشم نمی‌کرد. بی‌نام: خدا شانس بده پوووول حرف اول و اخرو میزنه.

 

برخی ها هم در پاسخ به انتقادات گروه اول نوشتند:

 

تاج کبیرآسیا: ببخشید چی خجالت داره؟؟ اینکه زن گرفته؟؟؟ واقعا عجیبه این دیگه چه طرزتفکریه؟؟ دختره باید راضی باشه وخوشبخت که هست.

 

ایران: هنر این سرزمین مدیون امثال خمسه ست این چه فرهنگ زشتیه که به یک عکس این طوری واکنش نشون میدین. علی اکبر: چرا عادت کردیم تو مسایل خصوصی دیگران دخالت کنیم. پرستو: هر کسی اختیار زندگی خودش رو داره به شما چه که دخالت می‌کنید. بی‌نام: کجای ازدواج خجالت داره؟

 

علیرضا خمسه متولد ۹ بهمن ماه ۱۳۳۱ در زنجان، بازیگر است .فارغ التحصیل لیسانس رشته روان شناسی از دانشگاه شهید بهشتی و رشته پانتومیم از فرانسه می باشد، در حال حاضر چهار خواهر و چهار برادر دارد که سه تای دیگر هم بوده‌ اند که فوت شده‌ اند

 

علاقه به بازیگری از قنداق

 

باور کنید از همان پرقنداقم عاشق بازیگری بودم.اما در دوران دبیرستان به طور جدی برای این کار تصمیم گرفتم.وقتی دوران دبیرستان تمام شد وارد دانشگاه شهیدبهشتی شدم و آنجا روان‌ شناسی خواندم چون حس می‌کردم دانش روان‌شناسی می‌ تواند به بازیگری کمک کند، پس از آن به فرانسه رفتم و در آنجا در رشته تئاتر و بازیگری ادامه تحصیل دادم

 

بازگشت از فرانسه به خاطر انقلاب

 

انقلاب که شد من درسم را در فرانسه نصفه نیمه رها کردم و برگشتم، در اینجا سال ۱۳۶۰ برای اولین بار در فیلم مرگ یزدگرد آقای بهرام بیضایی بازی کردم و این اولین کار من بود، همان سال وارد تلویزیون شدم

 

شغل پدر و زندگی کودکانه

 

بدلیل شغل پدرش که کارمند اداره برق بود چند سال اوایل زندگی را در بروجن و دبستان ادیب سپری کرده است، در مورد دوران کودکی اش می گوید : دوران کودکی ما بهترین زمان برای بچه‌ ها بود خودم به همراه بچه‌ ها الک دولک، بیخ دیواری، تیله بازی و بازی‌های دیگر مثل فوتبال، والیبال، دوچرخه‌سواری و… را انجام می‌ دادم

 

ماجرای طلاق و ازدواج مجدد علیرضا خمسه (عکس)

 

علیرضا خمسه و دخترش

 

شهرت

 

علیرضا خمسه به دلایل فرم صورت و فرم بدنی خاص اش مورد توجه کمدین ها قرار گرفت و در چندی کار سینمایی نیز حضور داشت تا اینکه در سال ۱۳۶۷ با بازی در سریال هوشیار و بیدار به شهرت و محبوبیت رسید سپس در سال ۷۲ در فیلم بیادماندی من زمین را دوست دارم در نقش آدم فضایی درخشید سپس حضور او در چندین فیلم و مجموعه چندین جوایزش برایش به ارمغان آورد

 

ماجرای طلاق و ازدواج مجدد علیرضا خمسه (عکس)

 

ازدواج اول = طلاق

 

من دوبار ازدواج کردم، اولی سال ۶۲ بود که به جدایی انجامی حاصل‌ اش پسری بود به نام احمدرضا، دومین ازدواج سال ۷۲ بود با مروارید پورشفیقی که خدا را شکر الان ۲۴ سال است که با موفقیت ادامه داشته و حاصل‌ اش هم دو دختر به نام‌ های درسا و گلسا بوده است

 

نحوی آشنایی و ازدواج دوم

 

مروارید پورشفیقی : ما همسایه بودیم. پدرم با او دوست بود. چون پدرم خلبان است خمسه هم به عنوان یک فرد شناخته شده خیلی وقت‌ها با پدرم برخورد داشت. زمانی که ما با هم آشنا شدیم، مادرم هم در جریان بود. وقتی خمسه از من خواستگاری کرد، پدرم کاملا مخالف بود اما در حال حاضر یکی از دوست‌های خوب خمسه است و ارتباط خوبی با هم دارند

 

علیرضا خمسه و همسرش

 

مروارید شفیقی از گریمور های سینما و تلویزیون بود که بخاطر تربیت بچه ها قید کار را زد و میگوید هیچ وقت پشیمان نمی شود

 

ماجرای طلاق و ازدواج مجدد علیرضا خمسه (عکس)

 

فرزندان چیکار می کنند

 

علیرضا خمسه : پسرم احمدرضا الان ایران زندگی نمی‌کند، با مادرش از ایران مهاجرت کرده و ساکن اسپانیاست،دختر بزرگم درسا سال چهارم دانشگاه است و در رشته سخت‌ افزار کامپیوتر تحصیل می‌ کند. دختر کوچکم گلسا هم سال پنجم دبستان است

 

 

ماجرای طلاق و ازدواج مجدد علیرضا خمسه (عکس)

 

 

The post ماجرای طلاق و ازدواج مجدد علیرضا خمسه (عکس) appeared first on ایران ناز.

عکس ها و بیوگرافی خواننده های مشهور مسیح و آرش ای پی

عکس ها و بیوگرافی خواننده های مشهور مسیح و آرش ای پی

 

به گزارش ایران ناز دو خواننده جوان و موفق  و مطرح این روزها مسیح و آرش AP هستند که با آهنگهای پر طرفدار خود جایگاه ویزه ای در میان نسل جوان باز کرده اند .مسیح و آرش دو خواننده پاپ و موفق کشورمان می باشند آرش عدل پرور زاده 21 مرداد سال 1369 در تهران است. مسیح زاده 20 ازردیبهشت سال 1367 در شهر تهران است.

 

مسیح و آرش AP دو خواننده ی جوان و مشهور کشورمان متولد تهران هستند که از نوجوانی به خارج از کشور رفته و همانجا تحصیلات در رشته آهنگسازی داشتند و انواع ساز ها و سبک های جدید آواز و خوانندگی را در کنار استادان فرا گرفتند و بعد از چند سال دوباره به ایران بازگشتند.

 

عکس ها و بیوگرافی خواننده های مشهور مسیح و آرش ای پی

 

مسیح هم خیلی زود و از سن 16 سالگی وارد عرصه موسقی شد. او به همراه آرش به ترانه سرایی و آهنگسازی مشغول شد. او هم مانند برادرش موسیقی را نزد استادان بزرگ آموخته است.

 

نام کامل مسیح، مسیح عطاریان است. برادرش مازیار عطاریان نوازنده و خواننده است.

 

مسیح برادر بزرگتر آرش است و به گفته خود آرش نوشتن را از مسیح یاد گرفته است .معروف ترین و پربازدیدترین آهنگ مسیح و آرش ای پی آهنگ شنیدنی بیا بازم نام دارد که یکی از آهنگ های ماندگار این دو خواننده شد.

 

عکس ها و بیوگرافی خواننده های مشهور مسیح و آرش ای پی

 

عکس مسیح و آرش ای پی خواننده ایرانی

 

مسیح و آرش عدل پرور از سال 1392 تا به امروز،در زمره برترین صداهای مارکت موسیقی ایران هستند.این دو برادر ترانه سرا،خواننده و آهنگساز خوش ذوق ، از اواسط دهه هشتاد به صورت جدی وارد این عرصه شدند.

 

برادران عدل پرور فعال در عرصه موسیقی و سبک R&B هستند که تاکنون در فضای مجازی و بدون مجوز قطعاتی را هم منتشر کرده‌اند. از جمله این آهنگ‌ها می‌توان به «بیا بازم»، «هنوز همونم»، «خودتو برسون» و «دیوونه‌وار» اشاره کرد که در سال‌های اخیر از شبکه های مختلف و در فیلم های سینمایی هم بارها پخش شده‌اند. ریتم و بلوز (rhythm & blues) که به طور مخفف آر_اند_بی (R&B) هم نامیده می‌شود، گونه‌ای از موسیقی است که در دهه‌های 1940 و 1950 توسط آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار ابداع شد.

 

عکس ها و بیوگرافی خواننده های مشهور مسیح و آرش ای پی

 

مسیح و ارش ای پی در تکیه محرم

 

از قطعه ( دیوونه کن ) که در پاییز سال 1395 تحت لیبل شرکت ترانه شرقی به مدیریت محسن رجب‌پور و با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به بعد تمامی آهنگ های منتشر شده (تو که نیستی پیشم ، چه قشنگ ، آرومه دل و…) دارای مجوز وزارت ارشاد می باشند.

 

مسیح از طلایه داران جوان سبک های تلفیقی و منفرد موسیقی و از مدرسین به نام این رشتهو متدینی حاذق است که تحصیلات خود را در زمینه آهنگسازی اعم از (تئو ری موسیقی ، هارمونی ، ساز شناسی ، ارکستراسیون) نزد اساتیدی چون جمشید اسماعیل زاده ، محسن الهامیان ، دکتر ایمان فرهودی ، دکتر براشنیکوف به پایان رسانیده وی همچنین به این مقال بسنده نکرد و در زمینه بافت شناسی موسیقی در حوزه شرق و غرب ، تبار شناسی ادبیات موسیقی و نیز اتنوموزیکولوژی ، دست به تحقیقات گسترده ای زده که در این زمینه ها از محضر اساتید ذکر شده ، بهره برده وی را به عنوان (AWIP) ، محقق و مدرس حوزه ادبیات بین الملل و عضو شاعر یاری داده که نتیجه آن همکاری آن دودر چند پروژه بزرگ فرامرزی با گروه های بین المللی به سرپرستی اشتاین مارک برگ و یوهان کریسلاگ هلندی می باشد.

 

آثار مسیح و ارش ای پی:

 

عکس ها و بیوگرافی خواننده های مشهور مسیح و آرش ای پی

 

آهنگ ماه عسل مسیح و ارش ای پی

 

بعد از تو

آروم دل

چه قشنگ

تو که نیستی پیشم

غوغا میکنم

دیوونه کن

بیا بازم

ریز پیچید

هنوز همونم

خودتو برسون

به همه بگو

میرمو

نالوطی

تابستان

زدی پر

گلی

تو کی بودی

خالی بود دستم

ماه عسل 97

 

عکس ها و بیوگرافی خواننده های مشهور مسیح و آرش ای پی

 

عکس دوران کودکی (سمت راست آرش سمت چپ مسيح)

 

 

عکس ها و بیوگرافی خواننده های مشهور مسیح و آرش ای پی

 

The post عکس ها و بیوگرافی خواننده های مشهور مسیح و آرش ای پی appeared first on ایران ناز.

درگذشت ناصر ملک مطیعی +بیوگرافی و عکس

درگذشت ناصر ملک مطیعی +بیوگرافی و عکس

 

ناصر ملک مطیعی بازیگر پیشکسوت و شناخته شده سینمای ایران لحظاتی پیش و در تاریخ پنجم خردادماه 1397 و پس از مدتها بیماری دارفانی را وداع گفت. این بازیگر شناخته شده و ارزنده ی سینمای ایران هفته گذشته به علت نارسایی قلبی و تنگی نفس در بیمارستان بستری شده بود و متاسفانه تلاش پزشکان برای درمان وی بی نتیجه ماند و این هنرمند ارزشمند دار فانی را وداع گفت. روحش شاد و یادش گرامی

 

به گزارش ایران ناز ناصر ملک‌مطیعی دیپلم رشتهٔ تربیت بدنی دانش‌سرای عالی تهران بود و قبل از آن که به سینما راه یابد، معلم ورزش دبستان‌های تهران بود. او پس از ورود به سینما و کسب محبوبیت، به فعالیت در تئاتر (از ۱۳۳۵) و دوبلهٔ فیلم (۱۳۳۸) نیز پرداخت.او در اولین ساعات 5 خرداد 97 درگذشت.

 

ملک مطیعی بازیگری را در سال 1328 به صورت رسمی آغاز کرد و با حضور در فیلم سینمایی واریته بهاری توانست تجربه مهمی را در عرصه سینما کسب کند و در ادامه در فیلم هایی چون قیصر ،طوقی،سه قاب و … به ایفای نقش پرداخت.

 

این هنرمند ارزنده 99 فیلم سینمایی را در کارنامه کاری خود دارد که 98 فیلم قبل از انقلاب و تنها فیلمی که پس از انقلاب به روی پرده نقره ای برده بود نقش نگار نام داشت که در سال 1392 به کارگردانی علی عطشانی اکران شد.

 

بیوگرافی ناصر ملک مطیعی

نام : ناصر ملک مطیعی
زمینه فعالیت :بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون
تولد :1309تهران
ملیت:ایرانی
سال های فعالیت:1396-1328
فرزندان:شیرین، امیرعلی
مدرک تحصیلی:دیپلم

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

ناصر ملک مطیعی بازیگر

 

تحصیلات و مدارک علمی:

فارغ التحصیل رشتهٔ تربیت بدنی دانشسرای عالی تهران
ناصر ملک مطیعی (زاده 1309 در تهران) کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون ایران بود. پس از انقلاب 1357 و تغییر چارچوب های حاکم بر سینمای ایران، ملک مطیعی، هم چون فردین و بهروز وثوقی، جایی در سینمای پس از انقلاب نداشتند و زمینه بر ادامه فعالیت هنری آنها فراهم نشد. ملک مطیعی، پس از انقلاب و تا به امروز، در مشاغلی هم چون قنادی و مشاور املاک فعالیت داشته است.

 

چطور بازیگر شدم
بعد از فارغ التحصیلی دوست داشتم وارد عرصه سینما شوم زمینه ورزشی و سلامت بدنی هم که داشتم، فیزیک بدنی ام را برای سینما آماده کرد. اولین فیلمم را در سال 1327 بازی کردم.

 

پدر سینمادار، پسر بازیگر
مادر من خیلی آدم با نظمی بود. هیچ کدام از نامه های مرا بدون جواب نگذاشت. به من سر می زد که ببیند فیلم های من در چه مرحله ای است. مثلا می آمد فیلم را برای من نقد می کرد، می گفت فلان فیلم در اواسطش حوصله آدم را سر می برد، اما دوباره خوب می شود. خیلی از مرگ و میر من در انتهای فیلم ها خوشحال نمی شد.

 

پدرم هم در ابتدا که سن و سال کم داشته و برای من تعریف می کرد، یک سینما در خیابان سیروس تاسیس کرد، روبه روی کوچه سادات اخویان. آنجا را با پولی که از مادربزرگ من گرفته بود به راه انداخت. یک آپارات خرید و همراه با پسرخاله ها سینما راه اندازی کرد. آن موقع تازه سینما در تهران به راه افتاده بود. آقای معتضدی از اولین سینماداران ایرانی بود، فیلمبرداری بلد بود و از پیشگامان این راه به حساب می آمد.

 

آقای معتضدی 2 سینما داشت؛ یکی از آنها به نام سینما تمدن در خیابان اسماعیل بزاز معروف بود و دیگری سینما میهن در چهارراه حسن آباد. پدرم با آنها همکاری می کرد و این طور شد که یک سینما به راه انداخت. 5 یا 6 ماه این سینما را نگه داشتند. شاید در خاطرم مانده باشد که در یک یا دو سالگی مرا روی صندلی می نشاندند. پدر بعد از اینکه در سینماداری موفق نشد، مانند خیلی از آدم های دیگر زمانی که در زندگی دستش به هیچ چیزی نرسید، رفت و کارمند دولت شد. در پست تلگراف رفت و استخدام شد. گاهی اوقات هم در خانه ویولن، تار و سه تار می زد.

 

خانه پدری
من در کوچه دانشسرا در دروازه شمیران به دنیا آمدم و در دانشسرای عالی درس خواندم. یک نکته در مورد تربیت بدنی می خواستم بگویم و آن این است که سال 1328 یک روز من سر کلاس تربیت بدنی بودم که آقای ایثاری (فیلمبردار) سر کلاس ما آمد. او می خواست از کلاس ما فیلمبرداری کند و فیلمش را در ارتباط با معرفی ایران بسازد. او خیلی تصادفی من را به عنوان یکی از شاگردان آن کلاس پای تخته برد و این انتخاب تصادفی برایم جالب بود.

 

ازدواج
ناصر ملک مطیعی سال ها پیش با زنی بنام مهین ازدواج کرد که از وی صاحب یک دختر بنام شیرین و یک پسر بنام امیرعلی می باشد، همسرش مدت ها پیش فوت کرده ، وی بعد از مرگ همسرش دیگر ازدواج نکرده است.

 

عاشق سنت​ها هستم
من زندگی فامیلی را دوست دارم. معاشرت کردن با فامیل را خیلی دوست دارم. سنت های قدیمی، اسفند دود کردن، تخم مرغ شکستن. گل گاوزبان دم کردن، خاکشیر، یخمال. اینها متاسفانه دیگر در خانه های امروزی پیدا نمی شود. من پابند همان بازارچه، گذر و ماست شاه عبدالعظیم و… هستم هنوز هم که هنوز است دم پختک و تاس کباب را دوست دارم اما دیگر مجبورم ماکارونی بخورم.

 

آشپزی کردن هم خیلی دوست دارم کته خیلی خوب بلدم درست کنم. ته دیگش را خیلی خوب در می آورم. یک مدت هم دو، سه ماهی که فرانسه ماندم، خیلی آشپزی می کردم. آنجا اگر تنها می ماندم، می رفتم یک ایرانی پیدا می کردم و با هم ناهار می خوردیم. الان دیگر همه چیز آماده است. دیگر نه کسی سبزی پاک می کند و نه سفره ای پهن می شود.

 

اولین فیلم کارگردانی شده
اولین فیلمی که ساختم «سوداگران مرگ» بود که مضمون آن در ارتباط با مبارزه با مواد مخدر بود و به هیچ وجه ساز و آواز نداشت.

 

اولین تئاتر
اولین تئا تر را در دانشسرای عالی بازی کردم. آن زمان دکتر والا که در انگستان تئا تر خوانده بود، نمایشنامه ای از ژان پل سار تر به نام «دست های آلوده» که جلال آل احمد آن را ترجمه کرده بود، اجرا کرد که من به همراه خانم خوروش، ملک نصر و… در آن بازی کردیم. این نمایش سال 1336 اجرا شد.

 

بعد ازآن دکتر والا متن دیگری به نام «جاده زرین سمرقند» را کارگردانی کرد که برشی از دوران هارون الرشید بود. قرار بود نقش هارون الرشید را محمد علی جعفری بازی کند. او گرفتار تئا تر دیگری بود و آن نقش را به من پیشنهاد دادند. آن نمایش را کنار بازیگرانی مثل آقای وحدت، سارنگ، خانم ایرن، خانم تهمینه، آقای تابش و مانی مصفا بازی کردم. بعد از 16 روز سالن نمایش آتش گرفت.

 

یک شب دکتر والا به من گفت:«حالا که اینجا آتش گرفته و شما با ما قرار داد یکساله دارید، یک نمایش دیگر بازی کن». من هم پذیرفتم و نمایش «پرفسور سوسول» یک سال و نیم و روزی دو سئانس اجرا رفت.

 

آن زمان کمی از سینما دور افتاده بودم. بعد هم نمایش دیگری بازی کردم و در مجموع سه یا چهار نمایش بازی کردم. بعد از آن در سال 1337 در فیلم «عروس فراری» را بازی کردم که در قاسم آباد رامسر آن را فیلمبرداری کردیم. بلافاصله فیلم «طلسم شکسته» را بازی کردم. این فیلم به فستیوال فیلم برلین راه پیدا کرد و در حاشیه جشنواره نمایش داده شد.

 

آن زمان سینمای ایران را کسی نمی شناخت. من از طرف سایر بازیگران فیلم در این فستیوال حاضر شدم و در مراسمی به زبان آلمانی چند کلمه ای صحبت کردم. به هر حال سینمای ایران مثل این روز ها در جشنواره های خارجی شرکت نمی کرد. اما در آن دوران خریدار اصلی فیلم های ما روس ها و پاکستانی ها بودند.

 

شغل دولتی
من9 سال رئیس تربیت بدنی ناحیه 9 بودم. فوتبال بازی می کردم و داور کشتی بودم. در 1330 چون معلم ورزش بودم، در اولین کلاس داوری کشتی حضور پیدا کردم. در 15 سالگی به قله دماوند رفتم. آن زمان هنوز کسی به این صورت به قله دماوند نرفته بود. آن قدر که رفقای ورزشی داشتم، رفقای سینمایی نداشتم. در سینما فقط با سه یا چهار نفر صمیمی بودم. البته هنوز هم دوستی من با رفقای ورزشکارم ادامه دارد.

 

علاقه به ورزش
طبعا فوتبال ورزش محبوب همه دنیاست. ما ایرانی ها به کشتی هم به طور ذاتی علاقه داریم و اگر از این دو رشته فاکتور بگیری من به کوهنوردی، باستانی و والیبال هم علاقه داشتم ولی کوه چیز دیگری است

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

محمد رضا گلزار و ناصر ملک مطیعی

 

دوستان ورزشی
در فوتبال با نادر افشار، کوزه کنانی، بیاتی ها، دکتر برومند، شکیبی، فاخری در ارتباط بودم. البته هنوز هم با شکیبی و فاخری در ارتباطم. در باشگاه شاهین و تیم هما بازی می کردم. باشگاه شاهین دو تیم داشت؛ یکی سن بالاتر ها بود که دکتر برومند در آن بود و تیم دیگری هم بود که کم سن تر ها در آن بازی می کردند که اسمش هما بود و ما در این تیم بازی می کردیم.آن زمان مسابقات آموزشگاه ها در مدارس خیلی مهم بود و ما همیشه شرکت می کردیم.

 

من فوروارد بودم. یکی از خاطرات شیرینم درباره عبد الله سعیدایی معروف به عبد الله شوتی است. او در زمین نمره سه در خیابان شهباز زندگی می کرد. وقت هایی که یار کم داشتن از تیم شرق هم کمک می گرفتند و ما هم می رفتیم. امکاناتی که ان زمان در اختیار فوتبالیست ها بود، با الان قابل مقایسه نیست. یک مغازه بود به نام «خوشبخت» که کفش فوتبال درست می کرد.

 

مغازه اش اول چهارراه امیریه بود و بعد نزدیک امجدیه آمد. عبد الله شوتی فوروارد بازی می کرد و من هم دو یا سه بار بغل چپ یا راستش بازی می کردم. به نظر من امثال این آدم ها قهرمانان واقعی بودند.

 

خاطرم هست در امجدیه تیم لهستان با ایران بازی می کرد. عبد الله شوتی در آن بازی گلی زد که دنده گلر شکست یا از پشت پنالتی می زد که گلر نمی توانست آن را بگیرد. آن زمان روس ها خواهان خرید او بودند. خاطره دیگری هم از محمود بیاتی دارم. من و محمود وقتی شش یا هفت ساله بودیم، در ورزشگاه امجدیه توپ هایی را که اوت می شد می انداختیم تو زمین. بعد ها محمود یکی از بهترین هافبک های تیم ملی شد و من وارد سینما شدم.

 

رادیو و ژاله علو
از آن جایی که من انجمن سینمای نمایش را اداره می کردم، سینما به من وصل بود. کم کم هوادار پیدا کردم آن وقت ها مرسوم بود که مدرسه ها تئاتر اجرا کنند خودم دست به قلم می شدم و نمایشنامه می نوشتم. آخر هفته پدر و مادر ها را دعوت می کردیم که بیایند و بازی بچه هایشان را ببینند بعد از آن بود که فیلم به ایران آمد دکتر کوشان میترافیلم را به راه انداخت و بعد از آن پارس فیلم آمد

 

خانم ژاله علو که هم در آن زمان و هم الان در رادیو هستند، به من می گفتند خیلی خوب هستی، خیلی شبیه ترون پاول هستی. این بازیگر آمریکایی بود که چشم و ابروی مشکی داشت و لابد شبیه من! کم کم این علایق در

 

من فردین را وارد سینما کردم
من خودم فردین را وارد سینما کردم. هیچ گاه به این قضیه فکر نکردم که او از من جلو بزند. همیشه خم شدم تا دیگران از من بالا بروند. هیچ وقت حسادت نکردم و از کسی دلخور نشدم. چون به خودم معتقد بودم. مرحوم تختی، فردین را به من معرفی کرد و از من خواست او را به سینما معرفی کنم.ایشان را دعوت کردم، حسین نوری، قهرمان وزن هشتم کشتی بود و بعدها همسر خواهر فردین شد و با مرحوم تختی کشتی می گرفتند و رفیق قدیمی مدرسه من بود. به استودیو پارس فیلم در خیابان استانبول آمدند و دکتر کوشان، دلکش، سیامک یاسمی و زرندی هم بودند و همه صحبت کردیم و همه قبول کردند که فردین به سینما راه پیدا کند

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

عکس قدیمی ناصر ملک مطیعی

 

سربازی
سال 1332 رفتم سربازی. کمی دیر رفتم چون مشغول کار فیلم بودم. آن زمان برای رفتن به سربازی قرعه کشی می شد. عده ای را که می خواستند برای نظام وظیفه انتخاب می کردند و مابقی را معاف می کردند. من هم به دانشکده افسری رفتم که در قرعه کشی شرکت کنم. آن روز تا ساعت چهار یا پنج بعد از ظهر قرعه به من نیفتاد، اما دلم می خواست سربازی بروم و به دانشکده افسری راه پیدا کنم و لباس سربازی بپوشم. بالاخره قرعه به من افتاد. دوران سربازی دوران بسیار خوبی بود و خاطرات خوبی از آن زمان دارم.

 

بعد از انقلاب 57
بعد از انقلاب برای من مشکل خاصی پیش نیامد مسئله دادگاه انقلاب بود که همه دوستان احضار شدند. در آنجا خواستند ببینند این افراد که هستند و چه کرده اند. طبیعی هم بود. باید مسئولان با ما آشنا می شدند یک تعهدی هم از ما گرفتند که کاری برخلاف نظر آنها

 

بازیگری که شیرینی فروش شد!
در زندگی، در حرف زدن، در مقابله با مردم، در نوشتار و . . . باید شرایطی را رعایت کرد. من هم همین کار را می کنم. رعایت می کنم که چطور با آدم ها حرف بزنم اما باور کنید من عادت به کتمان کردن و دروغ گفتن ندارم چرا که صداقت بهتر از هر چیزی است، ضمن اینکه وضعیت خوبی برای من نیست که در 83 سالگی متوسل به دروغ شوم.

 

50درصد خسته شدم و 50 درصد دیگر به خاطر دگرگونی هایی بود که در مملکت ایجاد شد. سینما باید عوض می شد، آن سینما را مردم دوست داشتند اما با فضای جدید هم ارتباط برقرار کردند. دوست داشتند فیلم هایی در حال و هوای جنگ ببینند. فیلم هایی در مورد انقلاب ساخته شود. بالطبع کارکنان تازه ای هم وارد شده بودند، بعضی از آنها دیگر تحمل قدیمی ها را نداشتند.

 

در مواقعی که فضا شلوغ می شود، دیگر فرصت فکر کردن دست نمی داد و کارها هول هولکی جلو می رفت. این است که به هر حال اول فکر کردم مودبانه تر است که کنار برویم چرا که اگر ما می آمدیم، مورد احترام نبودیم. شاید به این خاطر بود که جوان ها آمده بودند و می خواستند کاری کنند و عقاید ما را قبول نداشتند. فکر نمی کردم که این کنار کشیدن این قدر طولانی شود، فکر می کردم یکی، دو سال بیشتر طول نکشد.

 

بعد از مدتی رفتم ایالات متحده به پسرم سر بزنم. قصد این را داشتم که مدت طولانی آنجا بمانم و نمی شد که هیچ کاری نکنم، آنجا به یک سوپرمارکت رفتم و می خواستم از خودم کار بکشم. خیلی از ایرانی ها می آمدند و ناراحت می شدند که چرا اینجا کار می کنید؟ بچه هایی که در آن سوپرمارکت بودند همیشه می گفتند که من مشتری ها را فراری می دهم!

 

بعد از آن بود که همه می گفتند که من در آن سوپرمارکت مدیر هستم تا دل کسی برای من نسوزد! من هر کاری را انجام دادم حتی پیک سوپر. بعد از مدتی با خودم گفتم من که اینجا همه کار می کنم، بهتر است بروم در مملکت خودم کار کنم. به تهران آمدم و در حیاط خانه ام یک شیرینی فروشی راه انداختم. بعد از آن بود که «تابش» یک مغازه در ونک اجاره کرد و «فردین» اول فرش فروشی به راه انداخت و بعد شیرینی فروشی. بعد از مدتی او نتوانست شیرینی فروشی را اداره کند و پسرش راهش را ادامه داد.

 

به هر حال می خواهم بگویم 6،5 سالی ادای شیرینی فروش ها را درمی آوردم و تنهایی زولبیا و بامیه می چیدم. مردم صف می کشیدند. به خاطر من می آمدند. خانه ما در کوچه دانشور بود و از خیابان اصلی خیلی فاصله داشت. شاهرخ نادری هم که تهیه کننده رادیو بود و صبح جمعه را اداره می کرد، به همراه «موزون» عضو تیم ملی فوتبال یک شیرینی فروشی در خیابان شمیران افتتاح کرده بودند و زنگ زدند، گفتند که سر تو که شلوغ تر از ماست!

 

خانواده ای از دزفول برای دیدن پزشک به تهران می آمدند اول می آمدند شیرینی می گرفتند و بعد می رفتند. تماس من با مردم و نزدیکی ای که با مردم داشتند خیلی مرا سر شوق می آورد. از هر جای تهران سوار تاکسی که می شدید آدرس شیرینی فروشی ملک مطیعی را می دادید مستقیم شما را می رساند. ما یک رفیقی داشتیم به نام روح الله خان جیره بندی که رئیس مشتی تهران آن موقع بود و هنوز هم هست.

 

آن موقع رئیس صنف شیرینی فروشان تهران بود. او به ما می گفت که بروید، من به شما آرد و شکر و شیر هم می دهم. با لوتی گری و زمانی که خیلی مشکل وجود داشت ما را تامین می کرد. یادم می آید که خودم می رفتم کرج تخم مرغ از مرغداری ها می خریدم. زمانی هم که باز می گشتم باید مراقب می بودم، چراکه باید کاغذ خرید را همراه خودمان داشتیم. خیلی سخت بود. به خاطر می آوردم که شب عید همه خانه را تعطیل می کردیم و در سالن شیرینی های خانگی می چیدیم. خانم من قسمت زیادی از شیرینی های شب عید را درست می کرد. برای شاگرد های شیرینی پزی هم در خانه اتاق درست کرده بودم و همان جا می ماندند.

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

ناصر ملک مطیعی در کنار امین حیایی

 

یک مدتی سرد فروش بودیم و از بیرون برای مان شیرینی می آوردند و مدتی هم خودمان شیرینی می پختیم. اما خانه به هم ریخته شده بود. دیگر نمی شد راحت زندگی کرد. روزی یکی از دوستانم آمد و گفت:«بلند شو برویم. به عنوان مدیر روابط عمومی بنگاه مسکن آ. ب. آ مشغول شو! خسته نشدی این همه شیرینی پختی.»

 

دیگر بعد از اینکه آن حرف را زد رویم تاثیر گذاشت، مدتی به اهالی خانه گفتم، ببینید می توانید خودتان شیرینی فروشی را اداره کنید؟ پسر من از ایالات متحده آمد، خانه را فروختیم و روزی که فروختیم خیلی ارزان فروختیم. خودم خانه را ساخته بودم و آن موقع نه ملاصدرایی وجود داشت و نه شیخ بهایی. هوای ونک هم دو، سه درجه خنک تر از جاهای دیگر بود. سه روز بعد از فروش خانه گریه می کردم.

 

باغچه ای را در کرج پیدا کردیم و قرار شد هر زمانی که دلم گرفت به آنجا بروم. حالا بیست ودو، سه سال است که در آ. ب. آ هستم. حالا هفته ای دو یا سه روز می روم. آنجا اتاقی دارم و به هیچ عنوان در کار خرید و فروش شرکت نمی کردم. خیلی ها می آیند آنجا با من عکس می گیرند. انجام ندهیم من همانجا گفتم که خسته شده ام و اصلا دیگر نمی خواهم کار کنم

 

لذت سفر
تا خسته می شوم، سوار ماشین می شوم و به چالوس می روم .من خیلی به سفر کردن علاقه دارم. هر کسی یک بار با اتومبیل از اروپا به تهران بیاید خسته می شود؛ من 15 بار مسیر اروپا به ایران را با اتومبیل آمدم راستش به علت کمردرد و پادرد نمی توانم زیاد راه بروم؛ اما با همین وضعیت هنوز هم تا چند وقت پیش پشت ماشین می نشستم. کلا از سفر و جاده لذت می برم

 

عشق بخدا و امام رضا (ع)
زیارتگاه ها خیلی تاثیر داره، مثلا امام رضا (ع ) همه به ایشان علاقه دارن یا افرادی که رفتن کربلا با امام حسین (ع) بیشتر انس دارن، ولی ارتباط تنگاتنگی با خدا دارم، البته همه امامان عزیز را دوست دارم و خیلی وابسته بهشون هستم اما بیشتر با امام رضا (ع) دردودل می کنم و خواسته هامو بهشون می گم

 

عادت به مطالعه
مطالعه، مونس من در تمام سال های زندگی ام بوده است .در کتابخانه ام حدود 3000 جلد کتاب دارم نه اینکه دکور باشند بلکه همه آنها را خوانده ام و بعضی ها را هم چند بار مطالعه کرده ام از کلاس پنجم دبستان این عادت را دارم.

 

بازگشت به سینما
در سالهای دور از سینما پیشنهاد داشتم ولی تعداد این پیشنهاد ها خیلی زیاد نبود. دو یا سه نفر آمدند و گفتند ما برویم صحبت کنیم که شما دوباره بتوانید به سینما برگردید. من در جواب آن ها می گفتم که کسی من را مجبور نکرده بازی نکنم. من خودم را بازنشسته کردم، دیدم از کار بازی خسته شده ام، در نتیجه تصمیم گرفتم خودم را بازنشسته کنم. چند سال قبل آقای کیمیایی برای فیلم «سربازهای جمعه» به من پیشنهاد بازی داد یا آقای تهرانی می خواست فیلم «کوچه مرد ها» رابازسازی کند و من قبول نکردم. علی اکبر ثقفی هم برای بازی در یک فیلم به من پیشنهاد داد که فکر کردم آن زمان برای ورودم به سینما مناسب نیست. در تمام این سال ها من داخل روشنایی نبودم، در تاریکی زندگی می کردم.نمیخواستم بازی کنم چون خسته بودم.

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

ناصر ملک مطیعی بازیگر پیشکسوت

 

بعد هم شرایط به گونه ای رقم خورد که فکر کردم نمی توانم احترام گذشته را داشته باشم.مدتی با خودم فکر کردم و متوجه شدم فقط من هستم که بازی نمی کنم. حتی بهروز وثوقی هم مشغول بازیگری است. از تنهایی خسته شده بودم. دلم برای سینما تنگ شده بود و تمام حواسم پیش سینما بود.

 

یک روز آقای علی عطشانی کارگردان فیلم «نقش نگار» از من دعوت کرد به سر صحنه فیلمبرداری فیلمش بروم و به صورت نمادین یکی از سکانس های فیلم را کارگردانی کنم، کلی با هم حرف زدیم و با گروه درباره خاطراتم صحبت کردیم، متاثر شدند و گریه کردند و پیشنهاد بازی در فیلم را مطرح کردند که نقش یک بزرگ تر خانواده و کسی که نصحیت کننده است بازی کنم. من هم پذیرفتم. به قول معروف ما زنگ در خانه خانواده سینما را فشار دادیم، این فیلم به نوعی سلام و علیک من با اهالی سینما است. اگر آن را قبول کردند و به احوالپرسی رسید، باز یک ماجرای دیگر است.

 

مادرم، عشق اول و آخرم
همیشه به مادرم اعتماد می کردم. همیشه دوستم داشت و تشویقم می کرد که دروغ نگویم. صادق باشم. از هیچ چیزی نترسم. متاسفانه روزگار و سرنوشت آدم را وادار می کند که جانش را دوست داشته باشد. ای کاش که این قدر جانم را دوست نداشتم. می دانستم همیشه حقایق را روشن تر می کردم. از خودم راضی هستم. تا به حال دستم را روی کسی بلند نکردم، به خاطر نمی آورم که در این چند سال تو گوش کسی زده باشم. خیلی برایم مهم است. تا به حال پایم به کلانتری نرفته است. به گرفتاری های مردم دچار نشدم.

 

این زمین ورزش و محوطه ورزش برای من یک درس خوبی بود. من از زمین خاکی ورزش آمدم به چمن سینما، این است که قدرش را می دانم. دیگر خیال نمی کنم چیزی بتواند مرا از این کار باز بدارد. هیچ وقت حسرت نخوردم. یک برخوردهایی دیدم که نمی توان روی کاغذ کشید. محبتی که مردم به من دارند. این همه علاقه و شوق، واقعا غرورآمیز است. اما خدا را شکر که من مغرور نشدم و ظرفیتش را داشتم. خودم حس می کنم که جوابگوی محبت مردم نبودم، دلم خواست که در این فصل از زندگی که فصل پاییزی عمر من است، یک جوابی به مردم بدهم، یک تماسی با آنها داشته باشم.

 

پنج فیلم بیاد ماندنی

● فیلم قیصر (کارگردان :مسعود کیمیایی) در نقش فرمون – 1348
● فیلم طوقی (کارگردان :علی حاتمی در نقش آسید مصطفی – 1349
● فیلم پهلوان مفرد (کارگردان :امان منطقی) در نقش مرشد – 1350
● فیلم قلندر (کارگردان :علی حاتمی) در نقش قلندر – 1351
● سریال سلطان صاحب قران (کارگردان :علی حاتمی) در نقش امیرکبیر – 1354

 

جوایز :
به گزارش ایران ناز برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهارمین دوره در سال 1350 برای بازی در فیلم سه قاپ و برنده جایزه مجسمه سپاس

فیلم شناسی ناصر ملک مطیعی

 

بازیگر و کارگردان

واریته بهاریپرویز خطیبی1328
شکار خانگیعلی دریابیگی1330
ولگردمهدی رییس فیروز1331
گردابحسن خردمند1332
افسونگراسماعیل کوشان1332
غفلتعلی کسمایی1332
چهارراه حوادثساموئل خاچیکیان1334
اتهامشاپور یاسمی1335
هفده روز به اعدامهوشنگ کاووسی1335
بازگشت به زندگیعطاءالله زاهد1336
عروس فراریاسماعیل کوشان1337
طلسم شکستهسیامک یاسمی1337
دشمن زنپرویز خطیبی1337
دو قلوهاشاپور یاسمی1338
ستارگان می درخشندمحمدعلی زرندی1339
اول هیکلسیامک یاسمی1339
آرامش قبل از طوفانخسرو پرویزی1339
عمو نوروزسیامک یاسمی1340
عسل تلخحسین مدنی1340
سایه سرنوشتاسماعیل کوشان1340
آس و پاسسیامک یاسمی1340
کلاه مخملیاسماعیل کوشان1341
عروس دهکدهناصر ملک مطیعی1341
سوداگران مرگناصر ملک مطیعی1341
زن ها فرشته انداسماعیل پورسعید1342
با معرفت هاحسین مدنی1342
آراس خانناصر ملک مطیعی1342
مردها و جاده هاناصر ملک مطیعی1342
لذت گناهسیامک یاسمی1343
ابرام در پاریساسماعیل کوشان1343
یک پارچه آقاناصر ملک مطیعی1344
پاسداران دریارضا صفایی1344
هاشم خانمحمد زرین دست1345
میلیونر فراریناصر ملک مطیعی1345
قهرمان دهکدهابراهیم باقری1345
قفس طلاییرضا صفایی1345
فرار از حقیقتناصر ملک مطیعی1345
حسین کرداسماعیل کوشان1345
گوهر شب چراغاسماعیل کوشان1346
گذشت بزرگناصر ملک مطیعی1346
طوفان نوحسیامک یاسمی1346
جاده زرین سمرقندناصر ملک مطیعی1346
سالار مرداننظام فاطمی1347
مردان روزگارمازیار پرتو1348
گرفتارمحمود کوشان1348
قیصرمسعود کیمیایی1348
قصه دل هاحمید مجتهدی1348
قصر زرینمحمدعلی فردین1348
جیب بر خوشگلهتوکرانیان اوغلو1348
مرید حقنظام فاطمی1349
علی بی غمعباس کسایی1349
طوقیعلی حاتمی1349
سوگولیفریدون ژورک1349
سکه شانسایرج قادری1349
رقاصه شهرشاپور قریب1349
نقره داغایرج قادری1350
لوطیخسرو پرویزی1350
کلبه ای آنسوی رودخانهاحمد شیرازی1350
ایوبفریدون ژورک1350
سه قاپزکریا هاشمی1350
کاکوشاپور قریب1350
قصاصنظام فاطمی1350
غلام ژاندارمامان منطقی1350
پهلوان مفردامان منطقی1350
پلخسرو پرویزی1350
باباشملعلی حاتمی1350
میهن
مهدی مشکی و شلوارک داغنظام فاطمی1351
مردفریدون ژورک1351
قلندرعلی حاتمی1351
سرگروهبانسعید مطلبی1351
خاطرخواهامیر شروان1351
مردان خلیجنظام فاطمی1351
عروس استانبولعثمان سلان1351
ناخداامیر شروان1352
شیخ صالحامان منطقی1352
شورشرضا میرلوحی1352
سرابفریدون ژورک1352
دشمنخسرو پرویزی1352
صلات ظهرسعید مطلبی1353
ترکمنامیر شروان1353
اوستا کریم نوکرتیممحمود کوشان1353
ابرمردداوود اسماعیلی1353
آقا مهدی وارد می شودفریدون ژورک1353
به خاطر دخترم
ده بومی کوچکپیتر کالینسون1353
همتخسرو پرویزی1354
عبور از مرز زندگیرضا صفایی1354
پاشنه طلانظام فاطمی1354
اخم نکن سرکارامیر شروان1354
میهمانکامران قدکچیان1355
کلک نزن خوشگلهسعید مطلبی1355
شادی های زندگیمحمود کوشان1355
سینه چاکایرج قادری1355
چلچراغخسرو پرویزی1355
بتایرج قادری1355
بابا گلی به جمالتامیر شروان1355
آتش جنوبآلن برونت1355
سربازمحمدرضا فاضلی1356
دو مرد خشنحاتم گرجی1357
تا آخرین نفسکامران قدکچیان1357
برزخی هاایرج قادری1361
نقش نگارعلی عطشانی1392

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

عکس خاطره انگیز از ناصر ملک مطیعی

 

سریال ها

سلطان صاحبقران (مجموعه تلویزیونی) علی حاتمی 1354

 

نویسنده

جاده زرین سمرقند1346
میلیونر فراری1345
یک پارچه آقا1344
مردها و جاده ها1342

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

ناصر ملک مطیعی و ساعد سهیلی

 

تهیه کننده

میلیونر فراری (1345)

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

رضا عطاران و ناصر ملک مطیعی

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

ناصر ملک مطیعی

 

درگذشت ناصر ملک مطیعی،بیوگرافی ناصر ملک مطیعی،فوت ناصر ملک مطیعی،عکس ناصر ملک مطیعی،عکس های ناصر ملک مطیعی،زندگینامه ناصر ملک مطیعی

مهران مدیری و ناصر ملک مطیعی

The post درگذشت ناصر ملک مطیعی +بیوگرافی و عکس appeared first on ایران ناز.

اعلام زمان پخش ترتیل ویژه ماه مبارک رمضان از شبکه‌های سیما

همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ترتیل قرآن کریم از شبکه های مختلف سیما از حرم مطهر امام رضا (ع)، حرم حضرت معصومه (س)، حرم مطهر احمد ابن موسی (ع)، حرم مطهر عبدالعظیم حسنی (ع) و حرم هلال ابن علی (ع) پخش می شود. به گزارش ممتازنیوز، جدول پخش ترتیل‌های ماه مبارک رمضان ۹۷ از شبکه های سیما بدین شرح است : *** شبکه قرآن و معارف : آران و بیدگل “حرم هلال ابن علی (ع)” ، ساعت پخش : ۴۵ دقیقه بعد از نماز صبح به صورت زنده *** شبکه یک: حرم مطهر امام رضا (ع) ـ صحن

نوشته اعلام زمان پخش ترتیل ویژه ماه مبارک رمضان از شبکه‌های سیما اولین بار در جديدترين اخبار ايران و جهان ممتاز نیوز. پدیدار شد.

بیماری محسن یگانه دردسرساز شد / آخرین وضعیت محسن یگانه

پس از بررسی در خصوص آخرین وضعیت محسن یگانه مطلع شدیم امروز از بیمارستان رامسر مرخص شده و انجام آزمایشات تخصصی برای تشخیص بیماری محسن یگانه در تهران ادامه خواهد یافت. به گزارش ممتاز نیوز، روز گذشته محسن یگانه خواننده محبوب موسیقی پاپ کشورمان که در رامسر در حال اجرای کنسرت نوروززی خود بود در حین اجرا از حال رفت و به بیمارستان رامسر منتقل شد. سابقه بیماری محسن یگانه مدتی است کە یک بیماری ریوی کە ظاهراً از یک سرماخوردگی آغاز شده بود، دامنگیر محسن یگانه شده است و او در هفته های اخیر چند بار در صفحه ی

نوشته بیماری محسن یگانه دردسرساز شد / آخرین وضعیت محسن یگانه اولین بار در جديدترين اخبار ايران و جهان ممتاز نیوز. پدیدار شد.

سعید راد : من از بهروز وثوقی تعریف نکردم / او در فیلمهای مزخرفی بازی کرده است!

سعید راد، بازیگر سینما گفت: اختلاف سلیقه زیادی با بهروز وثوقی دارم، چراکه در برخی فیلم‌های مزخرف بازی کرده است. سعید راد در گفت‌و‌گویی درباره تقدیر از برخی از بازیگران سینمای قبل از انقلاب در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر اظهار داشت: من از بهروز وثوقی تعریف نکردم و فقط اسم دو نفر را بر زبان آوردم. سعید راد و بهروز وثوقی به گزارش ممتاز نیوز، سعید راد با بیان اینکه من همیشه همین آدم هستم، تاکید کرد: من اختلاف سلیقه زیادی با بهروز وثوقی دارم، چراکه در برخی فیلم‌های مزخرف بازی کرده است. این بازیگر سینما با تاکید بر

نوشته سعید راد : من از بهروز وثوقی تعریف نکردم / او در فیلمهای مزخرفی بازی کرده است! اولین بار در جديدترين اخبار ايران و جهان ممتاز نیوز. پدیدار شد.